شادی مصطفایی
کار یکی از حقوق اساسی هر انسانی است،به مانند هر حقوق دیگری همچون حق حیات ، حق ازدواج و تشکیل خانواده، حق برخورداری از آموزش و پرورش و .... کار زن و نش اقتصادی ان در سطح اجتماعی نیز مورد توجه است و همچنین در رشد اقتصادی و افزایش حجم تولید در عرصه های مختلف نقش بسزایی دارد. کار به عنوان یک نیاز روانی و راهی برای دستیابی به سلامت روانی است. شکوفایی استعدادها ، ابراز وجود به صورت مثبت، احساس ارزشمندی ، داشتن خودپنداری مثبت ، اعتماد به نفس و خود اتکایی در سایه کار با سهولت وعمق بیشتری حاصل می شود و در واقع انگیزه ای است برای رشدو پرورش شخصیت و رفع نیازهای روانی و فرهنگی.
رشد فرهنی نیز حاصل کاربرد دانسته ها و بازآموزی آنهاست و این روند با پرداختن به کار حاصل می آید.انسان موجودی اجتماعی است و نیاز به برقراری رابطه اجتماعی سالم ، سازنده و فعال دارد؛روابطی که هم نیازهای فرد را برطرف کندو هم پاسخگوی نیازهای جامعه باشد. کار مجموعه روابطی است که نیازهای اجتماعی فرد و جامعه را تامین می کندو از آنجا که زنان نیمی از افراد جامعه اند، مشارکت فعال آنها در عرصه های اجتماعی امری است اجتناب ناپذیر.تمدن بشری نیز حاصل کار و تلاش انسانهاست ، کار انسان را می سازدو انسان دنیای پیرامون خودرا و در این سازندگی متقابل خود و جهان زن و مرد به عنوان دو موجود انسانی تفاوتی با هم ندارند.
با این اوصاف کار زنان و اشتغال آنان از دیر باز در جوامع مختلف با موانع و مشکلاتی روبرو بوده است اما واقعیت این است که امروزه چه بخواهیم و چه نخواهیم در شرایط اقتصادی فعلی و مشکلات مالی و اقتصادی که گریبانگیر اکثر خانواده هاست ، دیگر مرد به تنهایی نمی تواند از عهده مخارج سنگین زندگی برآیدو هم چنین به دلیل زندگی کم وبیش مدرن و پیچیده امروزه شاهد نقشهای جدیدی در ذهن مردان و زنان هستیم.
یکی از موضوعاتی که در مسیر گذار و عبور از برزخ میان جامعه سنتی و مدرن مطرح شده و حایز اهمیت است؛اشتغال زنان می باشد بطوری که زمانی در جامعه تابو حساب می شد و کاری خلاف عرف بود اما امروزه به عنوان واقعیتی گریزناپذیرحساب می شود.
بر این مهم واقفیم که مشکلات زنان بعد از این مرحله و حضور آنها در عرصه های کاری و شغلی چنبه دیگری به خود گرفته و بیشتر شده و قابل بحث خواهدبود. در نگاه اول مسایل و مشکلاتی چون نداشتن حقوق و مزایای برابربه چشم می آید و تداعی ذهن می شود . داشتن حقوق و مزایای برابر حق مسلم و انسانی هر زنی است ،درست اما گرفتاریها و مشکلات زنان در محیطها کاری تنها محدود به این مشکلات نیست. تجربه های زنان که هرچند بیشتر آنها به دلیل نخودن برچسب و حفظ آبرو پنهان مانده ، حاکی از ان است که زنان در محیطهای شغلی خودعلاوه بر مشکلات مذکور و دست و پنجه نرم کردن با تبعیض در پرداخت حقوق به حق خود و به واسطه شغلشان که باید هر روز در آن حضور داشته باشند و یا به صورت شبانه روزی استخدام می شوند با مشکلات عدیده ای روبرو هستند. امروزه زنان با معضلی فراگیر به نام ناامنی در محیط شغلی و کار روبرو هستند.
بدین معنی که در جامعه ما اگر زن بخواهد به دلایل مختلف اقتصادی مستقل باشد و براساس تلاش خود کار کند ، امنیت کمی دارد بطویکه یا باید به خاطر فشار مالی به خواسته برخی پیمانکاران تن دهد و یا فشار مالی را با تمامی عوارض روحی و روانی اش تحمل کند.پدیده نا امنی در محیط شغلی برای برخی از زنان شاغل اگرچه پدیده ای جدید نیست اما تعریف نشدن امنیت زنان شاغل در دستگاه امنیتی جامعه و اجبار بسیاری از آنان به داشتن شغل و درآمد وضعیتی مخاطره آمیز را در برخی از محیطهای کاری حاکم می سازد..
زنان برا ی کار در موسسات غیر دولتی اقدام می کنند، اما واقعیت امر این است که شرایط اکثر کارفرمایان ناعادلانه تر است از آنچه فکر می کنند و در ارگانهای دولتی و ادارات دولتی نیز با بیان اینکه پست و درجه کارمند زن همیشه کمتر از مردان است و بیشتر زنان در کارهای اداری و خدمات و منشی گری . ..فعالیت دارند و پست و درجات کلیدی و مدیریتی مردانه و حق مسلم مردان است!به راحتی دچار آزار جنسی از طرف همکاران مرد وارباب رجوع می شوند و زنان مجبورند در محیطی نا امن کار کنند و این وضعیت را تحمل کنند.
در فهرستی که براساس تحقیقی در باره آزار جنسی در انگلستان تهیه شده :آزار جنسی زنان را شامل موارد زیر بیان می کنند:
اکثر حرکات به ظاهر عادی مردان در محیطهای کاری مانند خاراندن بدن ، گرفتن ژستهای جنسی، تعریف لطیفه هایی که به نوعی مربوط به مسایل جنسی است و حتی صحبت کردن در باره قسمتهایی از بدن در محدوده آزار جنسی قرار دارد.
این ریزبینی و اهمیت به جزئیات نشان دهنده اهمیت موضوع در جوامع پیشرفته است و در این جوامع بسیاری از حرکات عادی و به ظاهر بی اهمیت مردان را نوعی آزار جنسی می دانند و این مسئله به طور جدی و با حساسیت بسیار برخورد می کنند.
در کشور ما نه تنها با حساسیت به این موضوع برخورد نمی کنند بلکه همه عوامل از جمله سطح فرهنگی پایین جامعه و فکر و بینش مردسالارانه که بر سنتها و نگرشها و قوانین حاکم است و همچنین فقر مالی و فرهنگی زنان و بی سوادی و بی اعتباری زنان فاقد سرپرست در جامعه ،عدم رعایت حقوق زنان در جامعه و آگاهی مردان از فقدان پیگیریهای موثر قانونی برای مزاحمتهاو نا امنی زنان ، محیطی نا امن را چه در خانواده و چه اماکن عمومی و محیط کار برای زنان به وجو آورده است. بالطبع زن کرد به حکم کرد بودن وزن بودنش بیشتر این نا امنی را احساس کرده و بیشتر مورد آزار واذیت قرار می گردد.
امروزه شاهد حضور فعال زنان در بازار کار هستیم اما باید گفت که زمینه فرهنگی لازم برای آنان فراهم نیست وبرای رفع معضل ناامنی محیط کاری ما نیاز به یک بازسازی فرهنگی داریم که این امر نیز باید از خانواده ها شروع گردد یعنی از زنی که مادر ، خواهریا همسر است.
همانطور که گفته شد قوانین به مانند حربه ای است در دست مردان برای توجیه کارهای خود باید گفت که قوانین تبعیض آمیز نیاز به بازنگری و اصلاح دارندو همچنین وضع قوانین کار جدید برای جلوگیری از اذیت و آزار جنسی زنان در محیطهای کاری و پیگرد قانونی این مزاحمت ها نیز بی تاثیر نمی باشد.
زنان نیز باید با بالا بردن سطح بینش و آگاهی خود و با تحصیلات خود سعی کنند بتوانند در محیطهای کاری پست و مقامهای کلیدی را در دست گرفته تا از سوء استفاده کردن مردان جلوگیری کرده و نقش موثری در ایجاد محیطی بهتروامن تر برای خود و همکاران زن ایجاد نمایند.